تبليغاتX
مه و ماه - بی سر و ساما نه شدیم ‘ می روی ؟
گاه‌به‌گاه نوشته‌هایمان

گزیده نامه‌های رسیده " به شما که عمرا بمانید َ و اگه بمانیدَ هیچی دددد ی ی ی ی گ گ گ گ ه ه ه (لطفا بلرزید و بخوانید چون واقعا ترسناک می شه!!!!!!!!!!!)"

سلام آقا!

گریه کنیم یا بنویسیم َ آقا؟

آخر اقاَ حال که دیوانه شدیم می روی؟! بی سر و سامانه شدیم می روی!؟

اقا َزبانمان نمی چرخد،‌ بگوییم می روید!

اینگونه َ بی سامانمان کردید و می گویند َ می روید!

یار نوازشگر  خوش رو ، چه طور دلشان می آید ، بگویند ، می روید ؟چه طور دلشان می اید بگویند، عمرا بمانید!

دیگر خسته شده ایم . از داستان فراق و عاشقانه های بی فرجام و وصال!

چه کسی بیاید که چون شما آتشین سخن بگوید.چنان که هم دامن بی گانه ، هم کلک و پر ما بسوزد!

یادش بخیر آن روزهای سخت ستون های بی سرستون!ستون ها که بیشترشانَ دیگر نیستند!

یادش بخیر!

نمی دانیم َبه خاطرتان هست ؟ما هی سفره ی تهی پیش شما می گشودیم ،‌شما هی سفره ی تهی ما را تماشا می کردید و چه بزرگوارانه سکوت می کردید.

وای از آن سکوت طولانی پر مفهومتان!

ما از شما آموختیم با سیلی صورتمان  را سرخ نگه داریم. باورتان نمی آید اقا ، ولی ما هر روز صبح به خودمان سیلی می زنیم. از نان که نداریم هیچ نمی گوییم . در عوض عطر کیکهای رنگی مان توی فضا است. توی فضای پر امید. امید که می گویند ،‌در گوش ستاره ها یک پچ پچ هایی هم کرده است.

ما اقا َعکس شما را دیدیم . آنجا که رفته بودید ، سفر. ای همیشه سفرهایتان بی خطر! عکستان پر از مهربانی است به در و همسایه!

وای از این همه مهربانی و سخاوت شما. بالای سرتان نوشته بودند ،‌یک خلیج دیگر و شما خم به ابرو نیاوردید. خدا شاهد است آقاَ  آنروز ما از ته دل گریه کردیم. چه طور دلشان می اید ، این نا عاشقان از عشق بی خبر بگویند ،‌می روید ، عمرا بمانید!

دلم سخت گرفته است ،‌آقا!

می روی ؟ افسانه شدیم ! می روی؟ ما را افسانه ی زیر اب کردید و می روید؟ قصه ی راه شاهی و شاه راه سیوند ،‌را می گویم! ای افسانه ساز اسطوره ای! افسانه را افسانه کردید و می روید!؟

ما چه قدر امن و امان زندگی کردیم ،‌تا گفتیم شما سرور مایید! چه قدرهمه به ما احترام می گذارند.

ما شرمنده ی آن همه حیای شماییم. یکبار ،‌فقط یکبارَ  لباس ما را نپوشیدید و هی لباسهای مردم یک باریکه جای دنیا را روی دوشتان انداختید. ما که می دانیم این از حیا است و شما شرم دارید از آنچه مال ماست. هی می خواهید با مردم دنیامهربانَ باشید. ما عاشق مهربانی های نهانیتان هستیم.

وای ،‌اقا چه طور دلشان می آید بگویند ، می روید؟

دلمان می گیرد ، برای ان همه خاطره .

ما به جهنم ،‌آقا،‌چه طور دلتان می آید َ یک عالمه یو اس ای لاتین و همین دور و برهای خودمان را بی روزی و بی حامی بگذارید و بروید.

نروید آقا ! لا اقل تا این چند قطره طلای سیاه هست َنروید.این همه کشاورز بی کار چشمشان به همین چندرغاز َصدقه سری شماست. می خواهید بمیریم از گرسنه گی؟

اقا هیچ کس مثل شما ما را نمی فهمد. به ما احترام نمی گذارد. چشم امید ما به شماست!

ما منتظریم مجوز قصه یمان را بگیریم . قصه ی ما که داستان معلمهای بد جنس است. معلمهایی که هی می گویند پول! پول! می خواهیم نتیجه ی اخلاقی اش را شما بگویید .شما معلم بشوید. اخرَ شما منزلت ادمها را می دانید!

اگر شما نباشید ،‌شاعرها بی شعر می شوند. مگر نمی دانید ،‌اقا،‌شاعر به اشک زنده است . بی شما ،‌آقا چه طور اشکمان بیاید و شعر بسازیم.

دل ما مشکنَ ای زلف شکن شکن!

دوست داریم بدانید، اگر بمانید"که هیچی دیگه!" ولی اگر بروید،‌ما همیشه دعا گویتان هستیم. دوست داریم بدانید ،‌خاطره ی شما ، چشمهای ما را خیس خواهد کرد!

هم چشمهای ما و هم چشم هر کس که عشق سرش بشود. آخر چه طور یک آدم این همه بزرگوار می شود که به کسانی که خودش دستگیرشان می کند، کت و شلوار و گز و پولکی و سوهان عسلی و اینا هم بدهدو بگویدَ بروید َ  به سلامت! چه طور؟چه طور؟چه طور؟ حکمتش را عقل ناقص ما که نمی فهمد َآقا! حکمتش را فقط خودتان می دانید! ای سر تا پا حکمت که اینَ نا حکمتان تند خو می گویند ، عمرا بمانید!!!!!!

این حرف ما نیست آقا حرف یک عالمه امضا است ! بخوانید نامهایشان را! بخوانید!

 پیوست : همه + انجمنها  گروهها  و تشکلهایی که نامشان به شرح زیر می باشد:

انجمن فرهنگ و ادب عرب

انجمن گرسنگان لاتین

گروه بدون مرز کمکهای بی حساب و کتاب

دوستداران طبیعت خراب

زمینخواران  بی‌نام

تولیدکنندگان کشاورزان بی کار

کفبر های حقوق کارگران

انجمن نشانهای ملی غیر وطنی

هیات سینه چاکان شرایط موجود

کت و شلواردوزهای مهاجمین به وطن

هیات سرخوشان دادایسم

تولید کنندگان کیکهای رنگی

انجمن حمایت از کارخانه‌های تعطیل

انجمن ساختمان به جای درخت پایتخت

مخالفان آزادی قلم و قدم در پارکها "خصوصا دو نفری َ خصوصا خانم و اقاهای نامحرم"

زهره

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت   توسط هر دو  | 

 





Powered by WebGozar