تبليغاتX
مه و ماه - تکرار تاریخ، این‌بار موزه‌ی ایران باستان
گاه‌به‌گاه نوشته‌هایمان

در سال 1885 میلادی پس از اعطای اجازه‌ی حفاری در شهر باستانی شوش به فرانسوی‌ها، دیولا فوآ کار خود را در شوش آغاز کرد. و پس از اتمام کار بدون رعایت قید و شرط‌های موافقت‌نامه، بهترین و نفیس‌ترین اشیا یافت‌شده را به پاریس برد و در موزه لوور قرار داد.

پس از گذشت زمان اندکی، ناصرالدین شاه قاجار متوجه ارزش آثار خارج شده از ایران شد و به اعتراض (دیرهنگام) نامه‌ای به دولت فرانسه نوشت. فرانسه در پاسخ این نامه از ناصرالدین شاه دعوت کرد از موزه لوور بازدید کند.  ناصرالدین شاه دعوت را پذیرفت و پس از بازدید از موزه‌ی لوور قراردادی مبنی بر انحصار امتیاز کشف آثار باستانی ایران برای فرانسه را امضا کرد!!! قرارداد اینگونه آغاز شد:

نظر به اتحاد قدیمی و دوستی خالصی که خوشبختانه از سالیان دراز، فیمابین دولتین و شوکتین ایران و فرانسه موجود است، سرکار بندگان اعلیحضرت قدر قدرت تقدس همایون شاهنشاهی کل ممکالک محروسه‌ی ایران دام نظامه اعطا می‌فرمایند به دولت فرانسه امتیاز انحصار اکتشاف آثار عتیقه را در تمام خاک ایران ...

بر ناصرالدین شاه چه گذشت که اینگونه اعتراض خود را فراموش کرد و نه تنها پیگیر زیر پا گذاشتن قرارداد از سوی باستان‌شناسان فرانسوی نشد، بلکه به پاس دوستی با دولت فرانسه قرارداد جدیدی را نیز امضا نمود! خدا می داند! شاید گمان کرد، منطقی باشد, و عاقلانه عمل کند و احساس‌های شرقی را کنار بگذارد و به نفع اشیا کوتاه بیاید!

بدون تردید شرایط حفظ و نمایش آثار در فرانسه‌ی آن زمان، مناسب‌تر و بهتر از ایران آن زمان بوده است و ...! و لابد ناصرالدین شاه بررسی کرده و دیده است، بهترین اتفاقی که برای اشیا تاریخی‌مان افتاده، همانی است که افتاده است و بد نیست که ادامه پیدا کند. حالا شرح این هجران و خون‌جگر، بگذاریم تا وقت دگر ... وقت دگر یعنی سال‌ها بعد، حدود سال 1385 هجری شمسی.

در حدود سال 1385وضعیت تقریبا (خیلی کم) مشابهی برای اشیا تاریخی موزه ایران باستان با اشیا آن روز خارج شده از ایران به‌وجود آمد. شباهتی که متخصصان و کارشناسان و موزه‌داران و باستان‌شناسان را با اظهار نظرهایی کمی شبیه به شاید استدلال آن‌روز ناصرالدین شاه برای خروج اشیا از ایران نمود. با این تفاوت که ناصرالدین شاه خود مسبب اصلی شرایط داخلی و اشیا تاریخی و وضعیت حفظ و نگه‌داری آنها بود، ولی کارشناسان امروز ناگزیر به گرفتن تصمیم‌هایی شبیه به تصمیم ناصرالدین شاه‌اند، (درباره‌ی اشیا تاریخی) و خودشان مسبب شرایط موزه‌ها و حفظ و نگه‌داری و نمایش آنها نیستند. کارشناسان و موزه‌داران امروز با علاقه و مهر، همه‌ی تلاش خود را می‌کنند برای حفظ و نگه‌داری و نمایش اشیا تاریخی، ولی با هر کدامشان که صحبت می‌کنیم از کمی درآمد موزه، و بودجه‌های اختصاص یافته سخن می‌گویند. و اقدام‌های پرخطرشان (درباره‌ی اشیا) را راه‌هایی برای کسب درآمد و مخاطب می‌دانند که شایددرست هم می‌گویند.

به هر حال از حدود سال 1385 تاکنون که سال 1387 هجری شمسی است، پیرامون وضعیت موزه‌ها و اشیا هنری و تاریخی‌امان دوباره با شرایطی شبیه به گذشته روبرو شده‌ایم. بسته‌بندی و ارسال اشیا تاریخی به کشورهای مختلف رویدادی است، زاییده‌ی شرایط و وضعیت موزه‌های امروز! از نمایشگاه شکوه پارسی (لندن) که بگذریم (چرا که نمایشگاه تخصصی از آثار دوره‌ی هخامنشی بود و بدون تردید، رونق نمایشگاه به آثار موجود در ایران بستگی داشت. و البته به نظرخواهی از تعدادی کارشناس نیز رسید و با موافقت و جلب رضایت از سوی کارشناسان، تصمیم به پاسخگویی به دعوت از اشیا عملی گردید). سفرهای پیاپی اشیا که در آغاز فقط سفری دوماهه بود، پرسش‌هایی را از سرِ نگرانی به‌وجود مي‌آورد.

پرسش هایی که اکثریت قریب به اتفاق موافقین این نمایشگاه‌ها، آنرا با کسب درآمدهای خوب حاصل از نمایشگاه‌ها و همچنین تعداد زیاد بازدیدکنندگان، پاسخ می دهند ... و معتقدند با وضعیت کنونی موزه‌ی ایران باستان ما نه چنین درآمدی در کوتاه‌مدت حاصل می‌شود و نه این تعداد بازدید کننده از اشیا دیدن خواهد نمود.

این چاره‌اندیشی برای کسب درآمد و یافتن مخاطب و بازدیدکننده، همواره اظطراب‌ها و خطرهایی را نیز در پی دارد. حرکت دادن و جابه‌جایی اشیا به صورت پیاپی موازی است با خطر آسیب دیدن اشیا! در دنیایی که گاه و بی‌گاه، سقوط هواپیما و حوادثی از این قبیل خسارت‌های جانی و مالی جبران ناپذیری به‌وجود می‌آورد، چگونه می‌توان ضمانت کرد، سلامت اشیا پیوسته در حال سفر را؟

(بنا برا اظهار کارشناسان، اشیا در هر سفر از ایران به کشور میزبان دوباره به ایران بازگشت داده می‌شوند و کارشناسی می‌گردند و باز به کشور میزبان دیگری ارسال می‌گردند). کارشناسان همه‌گی می‌گویند، اشیا بیمه می‌شوند و سپس برای نمایشگاه‌ها ارسال می‌گردند! بیمه به چه قیمتی؟! مگر می‌شود روی اشیایی که قیمت ندارند، قیمت گذاشت؟! و حتی اگر بشود روی اشیا قیمت گذاشت، مگر در صورت وقوع حادثه‌ای، بادریافت بیمه می‌توان اشیایی با آن قدمت را دوباره ساخت یا خریداری نمود یا ...؟؟؟

گذشته از احساس نامطلوبی که از تماشای جای  خالی اشیا در سالن اصلی موزه‌ی ایران باستان به دل هر بیننده‌‌ای می‌نشیند، بیش از هر چیز بازگشت و بازگشت به سلامت اشیا مطرح است.

موافق‌ها ی بر پایی چنین نمایشگاه‌هایی (نمایشگاه‌های خارجی) از درآمد و بازدیدکننده‌های فراوان می‌گویند، پرسش این است:

پی‌آمد این درآمدها و بازدیدکنند‌ه‌ها، پس از گذشت زمانی حدود سه سال چیست؟ آیا بعد از گذشت حدود یک‌سال از نم‌کشیدگی سقف موزه ایران باستان، از نم کشیدگی سقف سالن اصلی موزه‌ی ایران باستان، موزه‌ی ملی، موزه‌ی مادر، لکه ترمیم شده است؟!

به موزه دارها و باستان‌شناسان و متخصصان نمی‌توان هیچ انتقادی کرد، مگر به سکوتشان در مقابل وضعیت نامطلوب موزه‌ی ایران باستان.

انتقادها همه‌ متوجه‌ی مسؤولینی است که این‌قدر عجیب (بنا به اظهار موزه‌داران) بودجه‌ها را به موزه‌داری، باستان‌شناسی و میراث تاریخی اختصاص می‌دهند! مسؤولینی که تا این حد به موزه‌ها، حتی موزه‌ی مادر، بی‌توجهند و موزه‌دار را وا می‌دارند به گریزهای اینچنینی و استقبال از نمایشگاه‌های پیاپی خارجی. "موزه‌دار علاقمند است، اشیا بازدیدکننده داشته باشند". شایان ذکر است که استثناهایی از قبیل شکوه پارسی یا صفویه، بدون تردید نیازمند همکاری موزه‌های ایرانند، چرا که اصل و رونق در ایران است. و البته در چنین مواردی هم ارسال اشیا سالن اصلی برای نمایشگاه‌ها، عجیب و غریب و غیرکارشناسانه به‌نظر می‌رسد.

به راستی درآمد حاصل از همکاری با چنین نمایشگاه‌هایی به کدام موزه رسیده است؟

هر چند که کسب درآمدهای زیاد در زمان کوتاه، اصولا کمتر روش علمی و مناسبی است.

ولی از این هم که بگذریم، وضعیت نامطلوب موزه‌ی ایران باستان، یک سالن کوچک غیراستادارد، سقف نم‌کشیده، پرده‌های عجیب و غریب، تابش مستقیم نور خورشید به اشیا حساس به نور (از جمله مرد نمکی)، جای خالی اشیا سالن اصلی، تماشای پوستر و عکس به جای اصل‌اش، سیستم ایمنی ناایمن و ... بخشی از دردهای موزه‌ی مادر سالمند و صبور ایران باستان است. حالا توهین به شعور و سلیقه‌ی بیننده‌ی داخلی نیز بماند. لابد خارج از مرزها بیننده‌ها بهتر از داخل می‌فهمند، ما همان عکسش را ببینیم کافی است!

نداشتن بازدیدکننده‌ی فراوان خارجی (چون آن استقبال‌هایی که در نمایشگاه‌های خارجی می‌شود) مقوله‌ای است که ورود به آن شاید ممنوع باشد؟! شاید؟! آنچه مسلم است؛ این فرایندی است کاملا وابسته به سیاست‌های دولتمردان در جلب حمایت و رضایت سایر کشورها و اطمینان بخشیدن به مسافران خارجی برای سفرهای امن و ایمن به ایران. این مقوله می‌تواند با آن مَثل معروف با دوستان محبت، با دشمنان مدارا در ارتباط باشد. ووظیفه‌‌ی خطیر دولتمردان ایران برای معرفی چهره‌ی مهربان و صلح دوست مردمان ایران. (زهره)

"متن قرارداد از کتاب تاریخچه ی علم باستان شناسی"

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت   توسط هر دو  | 

 





Powered by WebGozar