فر هنگنامهی صفدری، کتابی است ارزشمند که سالهاست بسیاری دانشمندان مانده اند توی کارش . رمز گشایی از این میراث کهن تقریبا غیر ممکن به نظر می رسید تا اینکه شرح فرهنگنامهی صفدری که کتابی است پیرامون فرهنگنامهی صفدری و از واژههای آن رمز گشایی نموده در تخت جمشید به دست باستانشناسان افتاد. این کتاب رمز گشایی فردی ناشناس از بعضی واژههای کهن فرهنگنامهی صفدری میباشد." این دستنوشته در کتیبههای تخت جمشید موجود است" علاقمندان به باز خوانی اسناد میتوانند به نشانی زیر مراجعه نمایند: تخت جمشید- جنب کاخ صدستون- کاخ بیستون- بخش وزارت اسناد و اینا. که در اونجا همهی اسناد موجود است. خیلی اسناد دیگه هم (غیر از این) موجود است، جهت علاقمندان"
امید است پس از خواندن قسمتی از این رمزگشایی حجاری شده، رفع پارهای شبهات و ابهامات گردد. و دوباره خوبی و خوشی و خرمی و بزن بکوب و اینا به همهی سرزمینها باز گردد.
نویسندهی متن حجاری شده، ابتدا از صنعت تلمیح استفاه کرده و نوشته است:
خداوندا سه درد اومد به یکبار دروغ و دشمن و خشکسالی و غم یار و غم نان و یه عالمه غم دیگه
پس از مقدمهی مفصلی به این روال به ترتیب حروف الفبا مترادف و متضاد و اینا رو در هم آمیخته و پیرو سبکی تازه که خود مبتکر آن است شرح َفرهنگنامه را اینگونه نگاشته است: "توجه: قسمتهایی از این سنگنوشته َ بر اثر مرور زمان از بین رفته و قابل خواندن نیست. مرمتگران در تلاشند بتوانند همهی این سنگ نوشتهی با ارزش را قابل بازخوانی نمایند. بدیهی است به محض خواندن به اطلاع شما گرامیان خواهیم رساند".
شرح فرهنگنامهی صفدری"به ترتیب حروف الفبا"
رسانه ملی = شیای متعلق به همه جزملت - مال همه جز مردم - دربارهی همه چیز جز ملیت - واسهی غیر ملی - فراملی و اینا
انتخابات= برای این واژه تاکنون مفهومی تعریف نشده است
منتخب= به ضم میم- اونی که انتخاب نشده
اغتشاشگران= اونایی که چاقو ندارن - حرف زشت نمیزنن- لباس نظامی ندارن - لباس شخصی هم ندارن - ولی لباس دارنا!!!!! فاقد اسلحهی گرم- هیچی ندارن- دست خالین
ادم بدا= ادم خوبا
ادم خوبا= ادم بدا
امریکا= مردم تو کوچه و بازار ایران
انگلیس= مترادف با امریکا
روسیه= دوست داشتنش لازم- حتمی الخوب- حتمی المحبوب- مرسوم است پس از شنیدن نامش ،گفته می شود:بفرمایید تو ، دم در بده! "شیخ طوسی (یا ابی یا بنفش "هر رنگی جز سبز") در اینباره در مرزها نامه میگوید: چند تا توپولف اوردیم دریای مازندرانو ، خوردیم"
دانشجو= لازم الاعدام- لازم الاجرا- لازم الخراج- لازم الحکم- (لازم الحکم از حکم لازم متمایز است) لازم الحکم یعنی حکم تیرش لازم است- حکم مرگش لازم- حکم اخراجش لازم- کلا حکم عدمش لازم- "حکم لازم مربوط است به جریانات دیگری که ریشههای تاریخیاش، می رسد به ورود امریکاییها و اصولا غربیها به ایران به همراه فرهنگ مبتذل و ایناشون
اقوام ایرانی = بسته به شرایط متفاوت- چند مفهومی- قبل از انتخابات : نور دیدگان- بینندگان جان- امیدان ایران- عزیز همگان- پس از انتخابات: از دیدهگان نهان
فردوسی= سر کرده ی خطرناک ا-ر-از-ل و ا-و-ب-ا-ش - به قدری خطرناک که دور تا دور مجسمه اش ، انواع و اقسام نیروهای مسلح می ایستند- خطرناک- خیلی خطرناک- حتی مجسمهاش هم خطرناک
هفت تیر= کسرهی پس از حرف ت به اشتباه مرسوم شده است- هفتیر صحیح است- "میدان هفتیر: جایی که با هفتیر میزنن"
میدان= سه راهی- تقاطع- چهارراه- هر چیزی جز دایره
شادی= عزای عمومی(در اینجاَ نگارنده توضیحهای دیگری هم بر روی سنگ نوشته بر جای گذاشته است که متاسفانه قابل خواندن نیست و کاملا از بین رفته است"
محمد حقوقی= فردی که از امریکا و انگلیس و فرانسه و ایتالیا و اینا پول می گرفت- و مبتذلَ شعر میگفت و "اس- ام- اس " پیامک میکرد ، اون ور اب- مخابرات پیامک رو قطع کرد ، محمد حقوقی جان باخت
زندانی سیاسی= یک مدل زندانی که (در ایران) مصداق عینی (بیرونی- واقعی) ندارد – حقیقت است و نه واقعیت – مفهومی است- "چون مطبوعات توقیف شده"
محمدرضا شجریان= کسی که صدا ندارد- زشت روی- گیرندهی پول فراوان از امریکا و انگلیس و فرانسه و ایتالیا و هند و افغانستان و چک و المان و افریقای جنوبشرقی و مراکش و اشغالگران فلسطین و...
عشق= نه نگو ! نگو ، که این حرفا بده!
وطن= نه اصلا نگو! نگو که این حرفا بده!
ازادی= نه اصلا و ابدا نگو! نگو که این حرفا بده! بوی خون می ده!
کارخانه= تشکیل شده از دو کلمه ی کار و خانه (کار+ خانه)- کنایه از ان است که نشستن در خانه خودش کار است- نشستن در خانه بهترین کار است- کنایه از امار بیکاری صفر
پانویس: