"حامی موج سبز وبلاگ نویسان " همه چیز از ارسال گاهبهگاه نوشتههایم به نشریههای مختلف آغاز شد و رایانامهی (ایمیل) متنهایم به دوستانم و درخواست برای ارسال آنها به دوستان دیگرشان. پس از آن یک عالمه پیامد خیلیخوب و خوب و عجیب و بعضی وقتها نهچندان خوب بهدست آوردم. ویرایش مقالهها در نشریهها، که امریست فنی، لازم ومعمول. ویرایش هم که همه میدانیم بهدو شکل است:1. ویرایش نگارشی2. ویرایش محتوایی شکل دیگری از ویرایش نیز وجود دارد که بیشتر در نشریهها انجام میشود. و آن ویرایش حجمی است که بهدلیل کمبود جا و .... انجام میشود. این از آن پیامدهای خوب و در عین حال عجیب بود، حرفها به گوشها میرسید، با اندکی تلخیص. پیامدهای دیگر از آنسو بود. از سوی رایانامههایی که میفرستادم. دریافت نظرها و پیشنهادها و راهکارها از آن پیامدهای خوب بود. و اجازه برای استفاده و انشار متنها در جاهای دیگر دلگرم کننده. و استفادههای سلیقهای و....از پیامدهای نه چندان خوب و عجیب ارسال رایانامههایم بود. پیشنهاد راهاندازی وبلاگ ازسوی استاد بزرگوارم از پیآمدهای دیگر اقدامهایم بود. حدود یک سال و نیم بود که استاد خوبم مرا تشویق به راهاندازی وبلاگی مینمود و من با هراس از بیتجربهگی و بیمطالعهگیهایم سرباز میزدم. تا اینکه امسال در روز تولدم از سوی دوست نازنینم، خانم نداجان احمدی گرامی هدیهای دریافت کردم که مرا شگفتزده کرد. مه و ماه وبلاگ مشترک خانم احمدی و من، هدیهای بود که دریافتش مرا به اندیشهی جدی گرفتن دستکم یک راه برای بیان بدون سانسور انداخت. و اکنون ما دست در دست هم، میآغازیم بیان بدون واسطهی امیدها، دردها و آرمانهایمان را. با احترام زهره صیادی (راستی تصاویر بالا نقاشی کودکان مهرآباد جنوبی در نمایشگاه نقاشی خلیجفارس است).