(متن نامه ی شخصی ناشناس در انتقاد از "چه کسی در پس مجامع آب جهانی است؟" که توسط پیک موتوری به دست ما رسیده است؛ "با اندکی تلخیص")
پسرم، مهدی خسروی عزیز! دخترانم، ندا احمدیلفورکی نازنین و زهره صیادی ِ مهربان سلام!
(در اینجا نویسنده اظهار لطف به مه و ماه و آقای خسروی و اینا نموده است که ما از آوردن ِ آنها به سبب سر رفتن ِ حوصله ی خواننده خودداری کردهایم)
"و سپس افزودهاند که :"
...آیا شما عزیزان اصلا میدانید، این آقای پاتریک مکگالی کیست؟! این حرفهای عجیب و غریب چیست ایشان میگویند؟ آب که دیگر مافیا ندارد. خدا به دور !!! چه حرفها!!! مگر آب، ت-ر-ی-ا-ک یا ه- ر- و -ی--ن است که مافیا داشته باشد؟! یا مثلا خدایی نکرده آب چیزهای ِ دیگری است که من از نام بردنش هم شرم دارم!
فرزندان من اینقدر اجازه ندهید، این خارجیهای از خدا بیخبر، از احساسات ِ پاک شما سوء استفاده کنند. این آقا ی مکگالی که هی درباره ی رودخانهها مقاله و کتاب و اینا مینویسد، اصلا تا حالا به کویر ایران سفر کرده است؟! اصلا میداند بیآبی یعنی چه؟! ایشان اگر راست میگویند، بروند در کویر ایران رودخانه بسازند. فرزندان ِ من اینقدر غربزده نباشید. اگر نیتتان واقعا خیر است، بیایید و یکی از متنهای داخلی را ترجمه کنید. آخر ترجمه ی نوشتههای خارجی تا به کی؟ من با ترجمه مخالف نیستیم. من با ترجمه ی متنهای خارجی مخالفم. شما هم اگر واقعا دلتان برای بی آبی این مملکت میسوزد، بروید متنهای خودمان را ترجمه کنید . تا درد ِ خودمان را بگویید. نه آنکه دردِ یک خارجی که در میان یک عالمه رودخانه زندگی میکند. این غربیهای ِ خارجی ِ امپریالیست ِ بدجنس ِ کمونیست، چه میدانند بی آبی چیست؟
بی آبی را بروید از شترها بپرسید. که با همه ی شتریشان و با همه ی طاقتشان و با همه ی بیابان نوردیشان، از بیآبی بیمار شدهاند. کم آوردهاند. کل شدهاند.
آخر جناب پاتریک مکگالی و مهندس خسروی و مه و ماه ، یک کمی هم به فرار ِ مغزهای ایران بیندیشید. میخواهید این چهارتا مهندس ِ آبمان هم از کم درآمدی جلای وطن کنند؟ آخر مگر جناب پاتریک مکگالی نمیداند کشور کم آب ایران اگر همین چند تا پروژه ی آبی (سد سازی) را هم نداشته باشد چطور پولهای ِ قلمبه، قلمبه - اندازه ی بغض ِ توی ِ گلوی کشتگرهای سیستان را به جیب ِ وزارت و بر و بچههایش بریزد. فرزندانم، انصاف داشته باشید و به انبار ِ غله ی ایران فکر کنید. دست از ترجمه ی متنهای ِ این بیگانگان بردارید. به سیستان فکر کنید که تا گردن فرو رفته است زیر شنهای روان. و دارد از بیاکسیژنی اختناق آلود ِ غبار ِ سر مرز خفه میشود.
فرزندام به جای این ترجمههای آبکی از نویسندههایی که هدفشان از داشتن ِ رودخانه، اشاعه ی فرهنگِ ب- ر-ه-ن-گ-ی است؛ به ماهی سیاههای کوچولو فکر کنید. هیچ میدانید، در همین مملکت ِ خودمان چندین سال است که چند ماهی سیاه ِ کوچولو به گل افتادهاند و دارند آب! آب میکنند و شما اصلا خبر ندارید.
رودخانه چیست؟ جز محلی برای شنا با لباسهای نامناسب. مگر در ماهواره نمیبینید؟! کمی بیندیشید. اینها برای چه میخواهند ما رودخانه داشته باشیم. به جای اینکه از رودخانهها دفاع کنید، بروید به انرژی تابشی فکر کنید. انرژی تابشی که سرزمین آفتاب خیز ِ ما یک عالمهاش را دارد. در سرزمین ما ُ انرژی تابشی فراوانتر است از انرژی بارشی! چه با حال! تابشی و بارشی! " گفتیم از صنعتِ نثر مسجع هم استفاده کرده باشیم. به یاد سعدی شیرین سخن. گرامی سعدی که گفت: بنی آدم اعضای یک پیکرند… و بهترین و نغزترین سخن ِ انسان محور ِ بیرنگ و نژاد و مذهب و اینا شد. آنقدر که این بیگانگان ِ بدجنس چون جملهای قشنگتر از این نیافتند، آنرا بر سر در سازمان ملل نوشتند. ادبیات فارسی بر سر در یک سازمان بینالمللی ! " حالا هی بروید متنهای خارجی را ترجمه کنید. دست بردارید از مافیا و اینا ! حتی نامش هم لرزه بر اندام هر انسان عاقلی میاندازد! مکگالی اصلا میداند مافیا یعنی ی ی ی ی چه ه ه ه ه ه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!" لطفا یعنی چه را بریده بریده و کش دار بخوانید تا ترسناک بشود!"
فرزندانم به جای این همه انتقادهای بیجا به سدسازی و اینا ( توضیح مه و ماه:"اشاره به همایش روز جهانی رودخانه ها ۲۴ اسفند ماه) کمی به زحمات شبانهروزی سد سازان بپردازید. آخر در کجای دنیا دیده شده است، یک کشور هفت، هشت تا رودخانه ی پر آب دایمی، بیشتر نداشته باشد و دویست، سیصد تا سد ساخته شده یا در حال ِ احداث داشته باشد؟ این چه مفهومی دارد، جز بیشترین تبلیغات از کمترین امکانات! اینها را پاتریک مکگالی میداند؟ اول بروید یک شخص را بشناسید، بعد مطالبش را ترجمه کنید. مثل خود ِ من که اصلا مکگالی را نمی شناسم. و اصلا هم مطالبش را ترجمه نمیکنم.
زهره

عکس از رادیو زمانه
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم زدستت که نمیدهی مجالی
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتادهای را که تواند احتیالی
چه خوشست در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی
غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی
سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی
همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی
آنچه به دنبال میآید مقالهای است از پاتریک مککالی که اگرچه در مارس 2003 نگاشته شده است؛ اما تصویری که از ساز و کارهای حاکمه بر مدیریت جهانی آب به ما میدهد به همان اندازه تازه و رسا است. و امروز شاید لمس چنین چیزی برایمان به مراتب راحتتر باشد. اگر برای لحظهای هم که شده از جنین زاویهای به موضوع نگاه کنیم آنگاه اصرار چنین سازمانهایی برای تعامل هر چه نزدیکتر با کشورهای جهان سومی مثل ما برایمان معنایی دیگر پیدا میکند. در این صورت شاید کمی محتاطانهتر با آنها سر یک میز بنشینیم و برایشان اجلاسهای سالانه برگزار کنیم.
راهنمایی مختصر درباره مافیای جهانی آب

مافیا: گروهی از افراد مرتبط با مافیاريا؛ خصوصا گروهی از مردم با سوابق و منافع مشترک که در کسب و کار یا زمینه ای خاص مطرح هستند. دیکشنری مریام وبستر
شبکه در هم تنیدهای از گروههای متخصص، بنگاهها، آژانسها و گروههای لابی در حال تلاش برای کنترل مباحث مربوط به مسائل آب و راه حلهای آنها هستند. اجلاسهای سالانه آب مهمترین گردهماییهای جهانی است و کارکردی شبیه به روابط عمومی برای گزافهگوییها و خیال پردازیهای این مافیای آب جهانی دارد.
مافیای آب اغلب متشکل از تکنوکراتهایی در زمینه توسعه آبیاری و آژانسهای انرژی و نمایندگان شرکتهای چند ملیتی در زمینه آب، مهندسی و ساختمان است. آنها در تلاشند تا نشان دهند که خط مشیها و سیاستگذاریهایی که در حال اعمال فشار برای تحقق آنها هستند، برخاسته از دغدعههای کنترل فقر و حفاظت از زمین هستند. با این حال در واقعیت، راه حل نماهای آنها برخاسته از منافع شخصی، سازمانی، گروهی و سیاسی آنهاست.
مافیای آب سیاستهای مرسوم خود را در کیوتو، خصوصا در گزارش هیات کمدسوس camdesus panel درباره سرمایهگذاری آب اعمال کرد و بهعنوان بیانیه مجمع وزرای دولت انتخاب شد.
این راه حلها عمدتا بر پایه استفاده از آژانسهای توسعه به عنوان منابع مستقیم سرمایه (به عنوان مثال برای سدهای بزرگ و دیگر پروژههای زیربنایی سرمایه گذاری کلان) و تامین اعتبار (برای پوشش ریسک سرمایهگذاران خصوصی) و به عنوان اهرمی برای اعمال فشار به کشورهای در حال توسعه برای واگذاری بخش آبشان جهت جولان متصدیان و سرمایهگذاران خصوصی است.
راه حلهای کم هزینه و قابل مدیریت مالی، کوچک مقیاس و قابل اجرا توسط جوامع در مدیریت آب و فاضلاب، به مافیای آب بهره کمی میرسانند. چنین راه حلهای کارآمد، منصف و پایداری مانند مدیریت تقاضا، جمعآوری باران و تکنولوژیهای با فاضلاب کمتر در طرحهای پیشنهادی و گزارشات یا اصلا جایگاهی ندارند و یا بسیار کمرنگ جلوه میکنند.
شورای جهانی آب ( World Water Council )
عالیرتبهترین سازمان در مافیای آب شورای جهانی آب است. دیگر مجامع آب جهانی زاییده افکار این مجمع در مارسی هستند. رئیس مجمع محمد ابوزید وزیر آبیاری و منابع آب مصر است. معاون اول او رنه کلومب قائممقام کمپانی فرانسوی چند ملیتی آب، انرژی و هدر رفت سوئز و ویلیام کاسگوو نایب رئیس اسبق بانک جهانی است. دیگر اعضای هیئتحاکمه آن شامل جکویس لکورنو، دبیر کل کمیسیون جهانی سدهای بزرگ، ریموند لافیت، رئیس موسسه بینالمللی برقابی، جان بریسکو، مشاور ارشد امور آب بانک جهانی، بندیت براگ، از انجمن جهانی منابع آب، آندرآس سوزولوزی ناگی، دبیر بخش آب یونسکو، و آلی شادی، مقام ارشد سیاسی آژانس توسعه کانادا و هون، رئیس کمیسیون بینالمللی آبیاری و زهکشی. ابوزید، کلومب و شادی از اعضای هیات موسس WWC هستند.
شورای جهانی آب خودش را اینگونه معرفی میکند: "شرکت مشاور بینالمللی در زمینه سیاستهای آب که اختصاص دارد به تحکیم حرکتهای جهانی آب برای اصلاح مدیریت منابع آب جهانی." در حقیقت این یک گروه جناحی با دامنه نفوذ زیاد است که از مهندسین و شرکتهای ساخت و ساز، کارگزاران دولتی سدسازی وشرکتهای تامین آب تشکیل شده است.
مشارکت جهانی آب (Global Water Partnership)
مشارکت جهانی آب در استکهلم که در سال 1996 تاسیس شده است نیز همچون WWC است. GWP خودش را به عنوان " یک شرکت سهامی فعال در زمینههای مرتبط با مدیریت آب" میشناساند. این شرکت در مقایسه با WWC، علاقه زیادی به ارتباط نزدیکتر با حکومتها و آژانسهای توسعه بینالمللی دارد. همچنین تعدادی از شرکتهای منطقهای و ملی را نیز متولد کرده است که دارای علائقی مشابه هستند و همان سیاستهایی را دنبال میکنند که والد جهانی شان پی میگیرد.
اولین رئیس GWP اسماعیل سراجلدین، از روئسای سابق بانک جهانی و همکار و هموطن ابوزید، عضو هیئتمدیره WWC و جان بریسکو، از بانک جهانی یکی از حامیان GWP نیز هست.
این حقیقت که WWC و GWP با چنین هیئتحاکمه و اعضایی (با کرسیهای مصری)، در یک سال تاسیس شدند بیش از آنکه به دلیل تفاوتهای معنی دار ایدئولوژیها و علایق و کاراییها باشد، ناشی از خصوصیات فردی و نزاع قدرت بین سهامداران است.
GWP اکنون توسط مارگارت کاتلی کارلسون، رئیس کمیته مشاوره سیاستگذاری سوئز و رئیس آژانس بینالمللی توسعه کانادا اداره میشود. کاتلی کارلسون تنها عضو برجسته زن در مافیای واقعا مردانه آب است.
هیات کمدسوس ( Camdessus Panel)
GWP و WWC مشترکا شالوده هیات جهانی سرمایهگذاریهای آب را سرپرستی (و بهشدت کنترل) میکنند که بهوسیله مدیر عامل سابق IMF میشل کمدسوس اداره میشود. کاسگروو و کاتلی کارلسون بهعنوان نماینده سرمایهگذاران در پانل حضور دارند. هیئت گزارش خود را در 5 مارس 2003 در پاریس منتشر ساخت و تلاش کرد تا آنرا در دستور کار کیوتو و بار دیگر در نشست G8 در ژوئن 2003 در وین به امضا برساند.
20 مرد عضو هیئت اغلب مقامات ارشدی از بانک بزرگ توسعه، وام دهندگان خصوصی و کمپانیهای آب بودند. در بین اعضای هیئت، رئیس سابق GWP سراجلدین هم حضور داشت. نتیجه نهایی هیات آنگونه که انتظار میرفت این بود که کمکهای مالی برای آب باید افزایش پیدا کند و متمرکز شود بر کمک هزینه دادن به شرکتهای تامین آب خصوصی چند ملیتی و پروژه های بزرگ زیربنایی آب.
پندار نادرست
اسناد گردهمایی کیوتو نشان داد که مهمترین هدف آن رسیدن به اهداف "سیمای جهانی آب" است. آنچه امروز بهعنوان "سیمای جهانی آب" به آن ارجاع داده میشود، گزارشی است که با همکاری کاسگروو نوشته شده با عنوان سیمای جهانی آب: آب را به تجارتی همگانی تبدیل کنیم.
اما در واقع دو سند مجزا از سیمای جهانی آب وجود دارد. هر دو به وسیله WWC در اولین مجمع جهانی آب در 1997 پیشنهاد شد و 3 سال بعد در دومین اجلاس جهانی آب WWF2 در هاگو Hague منتشر شد.
سیمای دیگر گزارش کمیسیون جهانی آب است که اینگونه نامیده شد: سیمای جهانی آب، گزارش کمیسیون، یک جهان آبی امن، سیمای آب، زندگی و محیط زیست. کمیسیون که مدافع خصوصیسازی آب و پروژه های زیربنایی بزرگ ظاهر شد، از طرف WWC برای تشکیل جلسه فراخوانده شد و توسط بانک جهانی، یونسکو و طیفی از دیگر آژانسهای سازمان ملل حمایت شد.
رئیس کمیسیون سراجلدین بود. اعضای آن نیز شامل کاتلی کارلسون، انریکو ایگلسیاس، رئیس بانک امریکایی توسعه و تعدادی از اعضای هیات کمدسوس، رئیس کمیته سوئز جروم مونود، و آسیت بیسواس از سومین مجمع جهانی مدیریت آب در مکزیکو.
جناح قدرتمند طرفداران سد
در سالهای اخیر جناح طرفدار سدهای بزرگ بهطور دقیقتری تحت حمایت مافیای آب بهصورت یکپارچه در آمده است. در حالی که برقابی بطور کلی در دومین شورای جهانی آب در Hague سال 2000 نادیده گرفته شده بود، در این سال سازمان بینالمللی برقابی جلسهای را تحت عنوان آب و انرژی ترتیب داد. IHA موضوع نشست خود را "اولین اجلاس بین المللی سران حول استفاده پایدار از آب برای انرژی" اعلام کرد. کمیته مشورتی برای "سران" شامل اعضای ارشد WWC، ابوزید، شادی، براگا و زولوسی ناگی میشد و البته الساندرو پالمیری، متخصص ارشد سدهای بانک جهانی.
کمیسیون جهانی سدها (World Commission on Dams )
مهمترین ابتکار بینالمللی سالهای اخیر در مورد آب که تا حدود زیادی از قبضه مافیای آب دور ماند، کمیسیون جهانی سدها بود. گزارش نهایی WCD به سبب فشار مافیای آب بر سر سود بالای پروژههای عظیم آبی به شدت دچار واگرایی شد. WWC و دیگر همراهانش از اینکه به WCD راه داده نشدند بیخبر بودند و نتایج گزارش این کمیته آنانرا به وحشت انداخت. آنها اکنون در تلاشاند تا با تحریف و مختومه کردن کار WCD انتقام خود را بگیرند. بهعنوان مثال در راهبرد جدید بانک جهانی در بخش منابع آب (به سرپرستی جان بریسکو) و گزارش کمیته کمدسوس؛
مترجم: آقای مهدی خسروی و سپاس از ایشان که این مطلب را در اختیار تارنگار قرار دادند. ( Mehdi5000@gmail.com )
در همین باره: خودکشی دسته جمعي 1500 کشاورز هندی به خاطر آب
خانههای چوبی چند طبقه با پایههای چوبی، لانه مرغ و آغل (جهت نگهداری اسب و گاو و گوسفند) در مجاورت خانه! انتخاب چوب خشک، که موریانه نزند و استاد کاران ماهری که آنها را تراشیده و الوار کنند؛ اسبان آرام خِرکش شده توسط مرد تنومند و خشن روستایی که چوبها را از جنگل به روستا آورده تا خانهای نو برپا شود؛ خانهی نو، عروسی، زندگی تازه؛
برش الوار، ارّهکشی، سرسازی، تیرککشی، پلورریزی، اسکلتبندی خانه؛ آداب و رسوم خاص مربوط به هر یک از مراحل ساخت یک خانهی روستایی مدتهاست که کم شده یا دیده نمیشود. نغمهی زیبای استاد نجار که نوید عروسی و شادی و زندگی را زنده میکرد، مدتهاست که به گوش نمیرسد.
تطبیق دادن افراد و زندگیشان با طبیعت، نوعدوستی و طراوت در زندگی که حیوانها نیز شاملند، در چنین فضایی از خانه شکل میگرفت. ساخت و سازی که برای فرزندانش پیشه و فن و برای حاضران خانهاش، آرامش و آسایش داشت.
اگر در شهرها شاهد انواع و اقسام مکعب و مربعهای شیشهای و بتونی و آسفالتی شبیه به هم، به نام خانه هستیم و خواهیم بود؛ در روستاها نیز این شکل و رنگ بیش از پیش قابل مشاهده است. حال جوانان روستا آرماتور ساز و جوشکار شدهاند. و در فرصتی نزدیک، همین که پولی جمع کنند به شهر نزدیک روستا میکوچند و آنجا میشوند بساز و بفروش؛ البته با سر دادن آهنگ ساسیمانکن و صدای بلند تلفن همراه که قول و قرار گردهماییهای شبانه را در پی دارد! "بدورد سنت،درود مدرنیته!"
داریوش شایگان میگوید: «میان زیستگاه انسان و تجربهی او از فضا از یک سو و فضای ذهنی و نوع منش ما در دنیا، نوعی سنخیت وجود دارد و این فضای دورنی ماست که به زیستگاه انسان صورت میبخشد».
مسلم است که نابودی و زوال آن خانهها، عروسان و دامادان خاص خود را دارد. عروسی در روستا دیگر نه شادمانی دارد و نه پایکوبی گذشته. نه قانع بودن برای ساختن زندگی با همکاری و قناعت را دارد و نه ... . غرنه و سرنا و تشتلاک و آکاردیون جایش را به صدای گوشخراش "سیستم" داده است. دیگر از پخت نان محلی و مراسم مجمهوری و ... خبری نیست. در عوض بستهبندیهای شیک ناهار در ظرفهای پلاستیکی به همراه سالاد و ماست و نوشابه، که نصفی بیشتر از آن اضافه میماند و بدور ریخته میشود، هست. خوب است که مرغ و خروسها هستند. روستا پر از آشغال و پالاستیک شده!
خانههای سیمانی با سقفهای نارنجی و قرمز کنار هم، عبوریهای پر از ماشین با صدای بلند ضبط! دیگر جایی برای دیدن گاوهای زنگولهدار که با بیاعتنایی سرشان را از علفزار بلند میکردند و نیم نگاهی به دور و برشان میانداختند یا مرغ و خروسان با جوجههایشان، غازهای زیبای عصبانی نیست. دیگر خبری از لباسهای قشنگ محلی زنان روستایی که چادر بر کمر گره میزدند نیست. دیگر از درختان زیبای مازندران خبری نیست. همه میخواهند خانه بسازند؛ خانهی شیک بسازند که مثل شهریها باشد! کشاورزی نکنند. پراید بخرند. بوتیک بزنند! دختران زیبا و پسران مو ژلزده با شلوار جین لیوایز، نایک، ... در روستا؛ اینجا کجاست؟ هیچکدام از اینها به خودی خود بد و منفور نیست، اما به بهایی گران بدست آمده که .... (حیف! حیف!) باز هم به قول داریوش شایگان «فانوس خیال ما در ابتدای این قرن جدید کدام است که اینقدر دنیا بهنظر بیثبات و فاجعهآمیز و غیرقابل پیشبینی است؟ در واقع از بقایای تجربیات گذشته، لایههای محو مختلفی وجود دارد». چیزی که هنوز بدون تغییر باقی مانده دریچههای کوچک پایین سنگ گور رفتگان روستاست که محل روشن نمودن شمع است.
ندا