سلام !داریم میایم !![]()
و شما خواننده ی محترم سلام !![]()
با اجازه ی برادر غیب گوی عزیزی که , طالع مارو دیده بودند و بهمون گفته بودند که ؛ سعده طالعت , خواهر! پول می گیری از آمریکا , فراوون ! برو خرج کن و حاشو ببر! یه مقداری پول رسیده تو حسابمون " والا دیگه , از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون " من و ندا جون داریم می ریم خرج کنیم و حالشو ببریم. همین بغل مغلا , یه یه هفته ای نیستیم , و از اونجایی که ,اینجایی که می خوایم بریم , خیلی پیشرفته و جلوتر از امکانات ِ همه ی دنیاست, به مدت یک هفته ارتباطمون با دنیای ِ اینترنت قطع ِ قطع , واسه همین , گفتم چند تا وصیت دارم , بنویسم , نگفته از دنیا نرم ... سفره دیگه ... !!!
بند الف – برادر یا خواهر گرامی " فرق نمی کنه " زحمت می کشی و میای انتقاد می کنی , قابل می دونی نظر می نویسی , بی زحمت قربون دستت , انتقادای فحشناکت , زیاد رکیک نباشه ! حالا ما بدیم , درست ! ولی آخه برادر جان , مگه خودت خواهر و مادر نداری ؟! اومدی بعد از نوشته های گرانمایه ی شما , خواهرت اومد , اونارو خوند , یا والده ی محترم , چه می دونم بالاخره یه بانوی محترم .... درست نیست , یه کم مراعات کن !
بند ب – همون برادر یا خواهر گرامی " که بازم فرقی نمی کنه" اگه بر حسب عادت نتوستی جلوی ِ خودتو بگیری , و فحشناکیت گل کرد َ بی زحمت جای حرفای بد بدت , زحمت بکش خودت علامت @ رو بگذار ! من برگشتم , می خونم , خودم می فهمم. آخه یه مدتیم برادرا زحمت می کشیدن پست می کردن در ِ خونه , شما بگی ف من خودم می رم فرحزاد. زیاد خون ِ خودتو کثیف نکن , من خودم دوزاریم می فته... به خواهرا و مادرای دیگه فکر کن!
بند جیم – خواننده ی محترم و خوب و دوست داشتنی َ اگه اون برادره وصیت من مومن رو جدی نگرفت و حرفای بد بد نوشت و شما گرامی چشم نازنیت بهش افتادَ معذرت می خوام َ فقط همین . دوست ندارم چشمای شما گرامی َ به واژه ی نازیبایی بیفته و فقط می تونم بگم خجالت می کشم .... ![]()
بند دال- مه و ماه , جای تبلیغ هیچ شعاری از هیچ گروهی نیست.... اگه نوشته ای خوندید , مجال توضیح عدم وابسته گی نداریم. دوست داریم با صدای بلند بگیم , ما مردمیم و شعارها و دردها و آرمانهامون هم از مردمه و نه هیچ حزب و گروه و دسته ای که البته شایسته ی احترام هستند!
دیگه , هیچی ! باقی بقای همتون ! جانم فدای همتون! که البته همتون , همون ایران هم میشه یه جورایی !
ایران که تشکیل شده از خاک و جنگل و دریا و رود و کوه و آدمهایی که خس و خاشاک اند و کسایی که خس و خاشاک نیستن!
پس باقی بقایتان , جانم فدای ایران !
فدای خس و خاشاکش و حتی اونایی که خس و خاشاک نیستن و من ایمان دارم که روزی خواهند شد.... چرا که عشق به هر روزنی نفوذ خواهد کرد. و فدای ریگزار و دونه دونه شن های کویرش که داریم میریم توش تا گم شیم چند روزی از این همه دیوار آلوده گی َ از این همه سیم خاردار .....
با مهر زهره![]()
آی شاخه ها که دسته ی تبرید !
ما درختیم ,
نشکنید ,
نبرید .
آی آبها که در سفرید !
قطره را از یاد نبرید.
ذهن خیس ِ آبی ِ ما را ,
تا به اقیانوسها ببرید .
آی اقیانوسها !
قصه ی سد که شکست ,
ما که رودیم ,
و دسته ی تبری که جوانه می زند را ,
وقتی تبخیر می شوید
تا سوز ِ آفتاب ببرید.
ما می خواهیم , بباریم , یکروز ,
قطره
قطره
قطره
روی تشنه گی های خودمان .
داسدار بود آنکه گندم می نمود
سبز بودم , هستی ام را می ربود
تیغه اش از خون عشقم سبز شد
قصه های عشقی ام پر درد شد
آه عشقی !راستی , یادت بخیر
این زمین را داده اند , حالا به غیر
خاک بر سر تر شدیم از شعر تو
پر زغصه تر شدیم از شعر نو
شعر نو , حکمش شده , شلاق و درد
ضربه ضربه , اشک زن بر قلب مرد
این زمین رنگ گلابش ناب بود
اصلا انگاری گلابش آب بود
او زلال از جان گل برمی گرفت
هستی از میخانه ساغر می گرفت
سالها می گذرد , میخانه نیست
می که هیچ , امروز نان در خانه نیست
رسم کردند عده ای کفتاروش , تیر خلاص
بر گل سرخ , جانماز , احساس , یاس
خسروی , گل سرخ را پرواز داد
زندگی را توی دشت آواز داد:
آی خلق این خانه دیگر خانه نیست
آی خلق این آشیان یا لانه نیست
آی آی این جوجه ها بی دانه اند
آی آی مارها توی لانه اند
او خروسی کرد و روبوسی و رفت
این زمین ماند , مردم و یک پول نفت
مردم ,عشقی , تا همیشه عاشقند
عاشق این سرزمین لایقند
مردم از صبح, پیکارند , ناز شستشان
آرزوی بوسه ام بر دستشان
دستهایی که پر از پینه شده
پینه ی از یک جهان کینه شده
کینه ی سهراب کش , کاوه ستیز
چنگ ودندان روی ِ مردم کرده تیز
بزبز قندی هنوز تکراری است
گرگ ِ توی ِ قصه ها اجباری است
یک نفر چوپان شدهَ جنس دروغ
دور سر هاله ای که بی فروغ
شام تاصبح توی شهر جار می زند
گردن ِ خوشبختی ازَ دار می زند
تبصره کرده , نوشته , بعد از این :
عشق ممنوع ! اینکه گفتم و همین!
داد کرده , هسته ای , هم حق شده
توی میراث کهن ذی حق شده
خاک مهربانان و نامهری , خبر!!!
مهربانان , عاشقی ! بار دگر ,
مهربانان , چشم ایران سوی ماست
سوی حق حق کردن و یا هوی ماست
ما که پروازیم در یلدای او
در زمینش , زخم و در فردای او
چلچله واره ترین کوچیم ما
زاگرس ِ پشت کرده بر پوچیم ما
باد جان َ سلام!
بیا همه ی روسری ام را ببر!
گره اش چنگ می زند به گلویم!
قربانت زهره
می شود به ما نگویی نه /می شود تو هم قیام کنی
می شود بر علیه خودت/ توی دادگاه اقدام کنی
می شود بگویی که عاشقت هستم /عاشق شوشَ مولوی َخیام
می شود خط خطی بکنی/ دفتر مرگ , دستک اعدام
هیچ می دانی رنگ و رویت طناب شده ؟/سایه ات , سنگ روی آب شده ؟
هر کجا اسم تو نوشته شده /سقف خانه اش خراب شده !
ما نباشیم هیچ ترسی نیست./ هستی توست که ترسناک شده
از عدم خیال تر , وهم زده ای / سازه ات چه شرمناک شده
ما که معنی طناب را فهمیدیم,
رنگ قالی نخ نما شده ای /سالها التهاب را فهمیدیم
شکل عکس توی آلبوم بابا /تلخی انقلاب را خندیدیم
هی حصار دور حصار , از تو /ماندگی در انحصار را دیدیم
مثل آسم زنهای کارخانه /معنی اختناق را فهمیدیم
صد بار رونویسی مشق شبت / عهدنامه , ننگین , قاجار را گندیدیم
عین کتابهای توی موزه ملی / یک خط حتی نخوانده پوسیدیم
با تمام ناروایی سرمان /تو ی قلبمانَ عشق را بوسیدیم
تو نمی خواهی عشق را جار بزنی ؟!
تابلویت را به سپیدار بزنی ؟
مثل ما آرزوی بوسه شوی
مثل منشور توی موزه شوی
مثنوی مثنوی عاشقی بکنی
یادی از حماسه گی بکنی
یکمی سهراب تر ,نفس بکشی
دور ضحاکیت , خط بکشی
می شود چادرت را پس بزنی !
پای سادگی خودت دست بزنی!
مثل ما بشوی بلندترین فریاد
بیستون تر , شیرین ترین فرهاد
مثل ما بگو ؛ که عاشقت هستم
عاشق دشت شقایقت هستم
عاشقت هستم ,
نان ,
گریه ,
خنده ,
آزادی
انسان !
عاشقت زادگاه , خانه , بوم , ایران !
مسابقه ی سراسری مهر ایران گستران ِ پایداری ِ
حقوق
مسلم ِ مسلمین جهان بالاخص , مسلمین کوبا و
پاسارگاد ِ بلند اختران تیزپروازان ِ موشک سازان
" پاسخهای خود را با پیک ارسال فرمایید" شماره حساب برندگان به غرب داده خواهد شد و مقادیر فراوانی دلار به شماره حسابها , واریز خواهد گردید.
و هزاران جوایز ارزنده و نفیس دیگر.
بدیهی است ترتیب اثر داده نمی شود.
1) آیا جایزه گفگوی تمدنها واقعیت دارد؟
الف- واقعیت ندارد
ب- دروغ است
ج- برنده مشروعیت ندارد
د- هلو کاست واقعیت ندارد
2) محبوب ترین رییس جمهور دنیا کیست؟
الف- کرزای
ب- رییس جمهوری که اولین تبریک را به کرزای گفت
ج- رییس جمهوری که آخرین تبریک را به کرزای گفت
د- اولین و اخرین رییس جمهوری که به کرزای تبریک گفت
3) جایزه گفتگوی تمدنها مال کیست؟
الف- میم الف ِ دسته دار
ب- سید محمد ِ بدجنس
ج- شایگان ِ بدجنس
د- همه ی موارد فوق به جز ب و جیم
4) سیزده آبان چه روزی است؟
الف – سیزدهمین روز از آبان ماه
ب- بیست و دومین روز از آبان ماه
ج- شانزدهمین روز از آبان ماه
د- هیجده تیر
5) بلیط هواپیمای فرزند آقای کلهر را چه کسی تهیه کرده است؟
الف- غرب
ب- غرب و اسراییل و امپریالیسم و غو غا سالاری
د- غیرمستقیم غرب " اولش غرب داده به اقای کلهر , بعد وقتی آقای کلهر رفته حموم , فرزندش , یواشکی از تو جیبش یرداشته و بدون اینکه به باباش بگه , رفته بلیط خریده "
د- نفت ایران " قبلا هم بلیط هواپیمای فرزند اقای رضایی را تهیه کرده بود"
6) چین چیست؟
الف- قر توی دامنهای زنانه
ب- خط و خطوط روی صورت
ج- عزیزتر از وطن هر انسانی
د- سرزمینی که ولی نعمت ماست
7) روسیه چیست ؟
الف- مهد اسلام
ب- سرزمین کارخانه های اسپری فلفل
ج- صاحب قراردادهای تاریخی با ایران" و همیشه متعهد به انجام همه ی مفاد عهدنامه ها"
ج- هیچ کدام
8) آمریکا چیست؟
الف- فاقد هویت مادی است
ب- هولوکاست
ج- جایی که مردان بی سواد قاجار برای رفتن به آن , سرو دست می شکستند.
" انحصار می دادند و بلیط می خریدند. " مشا, السلطنه , رکوردار این سفرها بوده است. نوشته اند ؛ وی دست زن دربار بوده است. و مهارت عجیبی در زدن دو دست بر هم و تشویق درباریان در غربت داشته !"
د- همه ی موارد فوق
9) سرزمین عجایب کجاست؟
الف – جایی که صندلیها به سخنرانی می روند.
ب- جایی که سخنران برای صندلی ها حرف می زند
ج- جایی که واقعیت ندارد
د- جایی که هلوکاست است
10) محمد رضا شجریان کیست؟
الف- استاد آواز ایران
ب- استاد آواز ایران
ج- استاد آواز ایران
د- استادآواز ایران
استاد آواز ایران... استاد آواز ایران... استاد آواز ایران
پانویس؛
*:برگرفته از سخن فرزانگان" جلد پنجم - خط سوم "
" سندش موجوده "
*: مردم می گن.... راستی راستی!
" سندش هم مردم"
امسال, نحسی سیزده بهانه می گیرد
و هر چه دروغ است را نشانه می گیرد
دل ِ گرفته ی سیزده بوی سبزه می خواهد
هوای ِ گشودن از بخت بسته می خواهد
دلش هوای ِ عروسی های ِ سبز را کرده
نشستن ِعشاق, پای درخت را کرده
دوباره امسال , سیزده قصه می سازد
برای جوانی ِ چلچله حماسه, می سازد
حماسه که سرخ کرده سبزه های ِ زمین
و خون نشانده به قلب مادران ِ غمین
کسی به پاییز ناسزا گفته ؟
که باد برگهای ِ خشک را رفته !
وروی ِ خودش نوشته: تمام! از عید می گوید,
برای بهار شدن , کوچه می شوبد,
به سیزده آبان می گوید ؛ سیزده من باش!
وبه آدم نمای شهر, فرمان, که آدم باش!
به سبزه ها ی یخ زده گره یاد می دهد
به آرزوی عروسی , فریاد می دهد
مردم برای این همه آرزو و بهار واره گی اش
و جستن از نحسی ِ ضحاک باره گی اش
با سبزه های روییده از دستهایشان
خواهند خواند سیزده به در, چارده به تو .... و رسمهایشان
******
" سیزده آبان َ برگ سبزی دیگر"
منشور کوروش بزرگ جان سلام!
منشور کوروش جان , نامه ی چند ماه پیشم رو خوندی؟ توش نوشته بودم , بیا , سخت مشتاق دیدنت هستیم. یادت هست برات نوشته بودم , اینجا حقوق بشر , خیلی زیر پاست . راست نگفته بودم , اونرورزی. ببخشید. اینجا اصلا حقوق بشر نیست که بخواد , زیر پا باشه!
اصلا به مصاحبه ی بعضی آدمها توجه نکنی ها!!!!!!!! اصلا !
اینجا چند سال است , از سقف موزه آب می چکد , هیچ کس انگارش نیست !می خوای بیای کجا؟ چند روز دیگه بارونا شروع میشه , تو موزه ایران باستان , که درجه یکمونه " اگه ببرنت" , خیس می شی , از بس که نم داره ! بعضی روزاشم که تو توپخونه و اینا , اشک آور می زنن , اشک چشت درمیاد! تو رو خدا , شما که نیومدی , بازم نیا! نیا , الهی دردت به جونم بیاد , منشور جان! نیا , اینجا , به صغیر و کبیر رحم نمی کنن! هر چیم بگی , من منشور کوروش کبیرم , بازم ؛ هوتو تو !*
اینجا منشور جان , تازه گیها , تیر و تفنگ هم اوردن! یکهو می بینی , تو موزه ای , یه تیر اومد , نشست , زبونم لال .... ! نیا , بگذار , ما حسرت دیدنت رو داشته باشیم تا در حسرت از دست رفتنت بگرییم !
نیا , بیای , از داغ طنابهای دار , سنگهای سنگسار, حال روزگار زار , می ترکی , زبونم لال! تیرت هم که نزنند , می ترکی زبونم , لال!
نیا , گول حرفهای آدمهایی که آدم له می کنند رو نخور!
ما به حسرت دیدار ولی امیدوار , راضی تریم تا .... زبونم لال!
منشور جان این اصلا شوخی نیست! حالمون تلخ تر از این حرفهاست!
منشور جان : اینجا همیشه سد می زنند روی رود
اینجا حریم آتش است و ابر و دود
سهراب پایبند رسوم است می رود
بر غیرت قدیمی اش یک عالمه درود
اما حکایت ضحاک َ رنگ می دهد
ضحاک َ دست مارهاش تفنگ می دهد
هی زن مقاله َ مقاله پاره می شود
جیک بزند َ طلاقش داده می شود
و کودکی َ که هنوز بوی شیر می دهد
خواب طنابها به گلوش گیر می دهد .....
نیا ! بگذار حسرت دیدارت رو بکشم تا غم ....
قربانت زهره
پانویس :
*هوتوتو = دقیقا نمی دونم یعنی چی , امروز از فردی محترم شنیدم , آهنگش به دلم نشست , هولش دادم تو متن !
شعر کوتاه شده َ برای اینکه سر منشور جان رو درد نیارم. " همش طولانی بود"
"نوار ضبط شده ی این گزارش توسط برادری دلسوز در اختیار ما قرار گرفت تا متنبه شیم و دیگه بدون تحقیق حرف نزنیم. و ما نیز متنبه شدیم و قسمتی از نوار ضبط شده را پیاده کردیم و در اختیار شما هم قرار می دهیم."
.... ..... *_وا خدا مرگم بده , زهره خانوم , چه قد ما پشت سرشون بیراه حرف زدیم!
_آره ! حاج خانوم جون! چه میدونستیم ؟! گناش گردن ِ منافقا و بدجنسا و هر کی شایعشو انداخت میون مردم!
چه می دونستیم , ما از همه جا بی خبر! دشمنای اسلامم که از خدا بی خبر! چه حرفا!!!!!!!!!!!!!؟ می برن و می چاپن و می خرن و....!!!
*_خدا بگذره از سر تقصیراتمون زهره خانوم , بنده خدا در ِ کمیته امدادم نزده , اقلا! طفلی لابد ترسیده پارتی بازی حساب شه؟! چه جوری جواب بدیم ؟ شب اول قبرو بگو! چه قد بهتون زدیم بهشون!
_آره , کاش اقلا یه شماره حساب بذارن از این به بعد . والا به خدا ! که ما این جوری روسیا نشیم . دنیا و آخرتمون رفت! صبح تا شوم , طرح اقتصادی , طرح اقتصادی می کنه , یکشون .واس چی به داد ِ مسولین نمی رسه , که اینجوری آبرومون نره ! پیش دوست و دشمن روسیاه شدیم!
*_وای ی ی ی !! آره ! چه گل گفتی زهره خانوم جون! اسمشم بذارن , حساب کمک به بزرگون ! که شان انسونیتشونم حفظ شه ! خدا نیاره , بی آبروییه هیچ انسونیو!
_ایرانسلت , اعتبار داره ؟ حاج خانوم جون ؟ یه پیامک برفستیم واسه مسولین , بلکه ام زودتر یه فکری بشه واسه این بدبختا! والا دیگه , رسوایش عالمو برداشته ! آخه مسول مملکت انقدر ندار بشه , که دخترش بره از بیگونه پول بگیره , دستبند سبز بخره , دستش کنه ؟!
*_الهی بمیرم , نگو ! نگو! نگو! آتیش می گیرم , جه جوری پول هواپیماشو جور کردن ؟ چه جوری... این چه مسلمونی ایه ؟ دخترامون از بیگونه پول بگیرن , ما خبر نداشته باشیم .....
وا ؟! چرا پیامک نمیره؟ زهره خانوم ! خبریه دوباره ؟ آنتنمم رفت!!!!!! ؟
توجه : هر گونه شباهتی با نام اشخاص حقیقی و حقوقی و کلهر و اینا , اتفاقی می باشد.
توجه راست راسکی:مه و ماه برای انسانی که با شهامت , زندگی می کنه , احترام قایله! " به امبد مهربانی باباهای ِ پول با دخترای ِ هنر"
که این روزها برای دوستی, غمگین است.
باشد که اندکی لبخند بازگردد به رویش , آرام آرام!( همراه مژده ای در پانویسَ بخوان لطفا)"
آقای فعلا به جای وزیراحتراما سلام!
پس از ایراد فرمایشهای جنابعالی , من و تعدادی از دوستام , جهت برگزاری روزمون و همچنین تدریس و پاسخ گویی به شاگرد خصوصی هامون , دچار مشکل شدیم. خواهشمند است , بذل توجه فرموده , پاسخ 2 پرسش ما را بدید, تا با وجدان آروم و طبق موازین تعین شده از سوی شما, عمل کنیم.
پرسش اول:
اگه شاههای بدجنس ِ خیلی بد , که اصلا وجود نداشته اند, رو از کتاب تاریخ برداریم , به بچه ها بگیم کی 16 آذر دانشجو ها روکشت؟
راستی فکرشو کردین , اگه بخوایم شاها که واقعا نبودنو از کتابا برداریم , یه عالم جنایت و کشتار و سرکوب و شکنجه رو باید بندازیم گردن کی؟
نکنه راستی راستی می خواین , شاها رو بردارین و بعدشم, اونایی ام که برای برداشتن واقعیه شاها مبارزه کردنو بردارین؟!
واسه همین بود , 4 سال پیش 16 آذرو , آلودگی هوا اعلام کردین ؟
آهان اول ضد شاهارو حذف کردین, بعدش حالا می خواین شاهارم حذف کنین.
آره دیگه ! چه خنگم من! وقتی شاه نداشتیم , معترض به شاه هم نداشتیم دیگه! اینا همش قصه بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وووووووووووووووو!!!!!
چه ساده ام من! سر قبرشونم رفتم! فاتحه ام خوندم!!!!!!!!!!!
خوب کاری می کنین , اگه موضوع اینه!
خیلی ملال آور میشه, خداییش! تاریخ شاهی ِ بدون ضد شاها! تاریخ شاهی ِ بدون ِ مردم !
پرسش دوم:
راستی از این به بعد روز دانشجو میشه 18 تیر ؟
ارادتمند: هم دانشجو هم معلم خصوصی " پولدارا بهمون می گن ؛ معلم سرخونه"
پانویس:
ندا جان قول میدم َ به محض اینکه شاگردم پولمو داد َ بریم اونجایی که شما دوست داری َ بستنی بخوریم.... حالا یه کم کمتر غمگین باش لطفا..... اینجوری روان دوستت هم شادتره......